خرید بک لینک

وینکس

کارتون وینکس

بچه هایی که تازه به این وبلایگ سر زدند شروع این داستان درصفهه ی قبله برای اینکه به صفهه ی قبل برید باید برید پایین پایین بعد اون اخر نوشته مطالب قدیمی تر روی اون بزنید......

ا

برچسب: نویسنده: مهدی رنجبر تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

جک گفت قصر؟السا گفت: بله قصرانا دست السا رو گرفت و به قصر برد....انا به السا گفت: السا من میدونم که جک تو رو دوست داره پس تو با اون اسدواج کن.....السا قبول کرد و بالاخره موقع ی عروسی شد.....اخون پرسید: اقای جک شما حاضر هستید با ملکه السا ازدواج کنید؟؟جک با عصبانیت گفت: با ملکه السا؟؟السا گفت :بله من ملکه هستم جکجک عصبانی شد و از در بیرون رفت و......ادام ی داستان بعداراستی بچه ها شاید این کارتون اشتباه باشه من اون فیلمی که دیدم در گوگل دارم برای شما توضیح میدمشاید درست باشه و شاید هم نه 

برچسب: نویسنده: مهدی رنجبر تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 7:40

صفحه بندی